تاریخ انتشار : پنجشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۵:۰۴
کد خبر : 2929

یادداشت؛

بن‌بست مشروعیت مداخله غرب

بن‌بست مشروعیت مداخله غرب

تحرکات اخیر آمریکا نشان می‌دهد سناریوی فشار خارجی، پس از ناکامی در ایجاد بی‌ثباتی داخلی، با کمبود جدی مشروعیت سیاسی و حقوقی روبه‌رو شده و همین مسئله، تصمیم‌گیری برای اقدام مستقیم را با تردیدهای پرهزینه همراه کرده است.

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»، کارشناس مسائل سیاسی در یادداشت اختصاصی نوشت: تحولات اخیر نشان می‌دهد راهبردی که ایالات متحده و برخی کشورهای اروپایی برای افزایش فشار علیه ایران طراحی کرده بودند، با اختلالی جدی مواجه شده است. این اختلال نه یک توقف مقطعی، بلکه نتیجه برهم‌خوردن زنجیره‌ای از اقدامات هماهنگ است که قرار بود از ناآرامی‌های داخلی آغاز شود و در نهایت به ایجاد زمینه سیاسی و حقوقی برای مداخله خارجی ختم شود.

بر اساس این سناریو، تشدید تدریجی ناامنی، افزایش سطح خشونت، بهره‌برداری رسانه‌ای از تلفات انسانی و القای ناتوانی ساختار حاکمیتی در کنترل اوضاع، باید افکار عمومی بین‌المللی را به نقطه‌ای می‌رساند که اقدام خارجی، نه به‌عنوان تجاوز، بلکه به‌عنوان «واکنش ضروری» معرفی شود. با این حال، مدیریت همزمان صحنه داخلی و حفظ بازدارندگی منطقه‌ای، این محاسبه را با شکست مواجه کرد.

در چنین فضایی، تحرکات نظامی آمریکا در منطقه، از جمله استقرار ناوها و افزایش پروازهای نظامی، بیش از آنکه بیانگر تصمیم قطعی برای ورود به جنگ باشد، کارکردی روانی و نمایشی دارد.

این اقدامات با هدف حفظ فشار و ارسال پیام تهدید انجام می‌شود، اما همچنان فاقد پیوست سیاسی لازم برای عبور از مرحله نمایش به اقدام عملی است. مسئله اصلی، نبود یک مستند قابل اجماع برای توجیه عملیات نظامی در سطح بین‌المللی است.

همین خلأ موجب شده تمرکز غرب از میدان نظامی به سازوکارهای نهادی منتقل شود. تلاش برای فعال‌سازی نهادهایی مانند شورای حقوق بشر سازمان ملل و پیگیری قطعنامه‌های جدید، در همین چارچوب قابل تحلیل است.

این تحرکات بیش از آنکه ریشه در نگرانی‌های واقعی حقوق بشری داشته باشد، تلاشی برای تولید پوشش حقوقی و کاهش هزینه‌های سیاسی یک اقدام پرریسک ارزیابی می‌شود.

در این میان، دونالد ترامپ با چالشی دووجهی روبه‌روست. از یک‌سو، مواضع علنی و پیام‌های او به جریان‌های معارض داخلی، سطحی از انتظار و امید به حمایت خارجی ایجاد کرده که اکنون پاسخ روشنی برای آن وجود ندارد. ناتوانی در تبدیل این وعده‌ها به اقدام عملی، می‌تواند به تضعیف پایگاه اعتماد این جریان‌ها منجر شود.

از سوی دیگر، تجربه‌های اخیر نشان داده ساختار دفاعی و امنیتی ایران، به‌ویژه پس از مواجهه با بحران‌های ترکیبی، وارد مرحله‌ای از بازتعریف و تقویت بازدارندگی شده است؛ وضعیتی که هر اشتباه محاسباتی را برای طرف مقابل پرهزینه و غیرقابل‌کنترل می‌کند.

نتیجه این وضعیت، شکل‌گیری رفتاری متناقض در سیاست آمریکا است؛ ترکیبی از تهدید لفظی، تحرک محدود نظامی، فشار حقوقی و عملیات روانی، بدون عبور از خط قرمز اقدام مستقیم. این نوسان رفتاری نشان‌دهنده تردید و بلاتکلیفی راهبردی است، نه عقب‌نشینی کامل.

آنچه اکنون مشاهده می‌شود، شکافی جدی میان توان بالقوه برای اقدام و فقدان مشروعیت لازم برای اجرای آن است. شکافی که به نقطه ضعف اصلی پروژه فشار غرب تبدیل شده و در صورت مدیریت هوشمندانه، می‌تواند این مسیر را به بن‌بستی پرهزینه برای طراحان آن بدل کند.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

1 × 4 =