فرار؛ توهمِ نجات در جنگ روانی

همه جنگها با موشک آغاز نمیشوند؛ بعضی جنگها، اول در ذهن مردم شلیک میشوند. آیات ۱۲ تا ۲۰ سوره احزاب، روایت لحظهای است که دشمن، پیش از شکستن دیوارها، سراغ شکستنِ دلها رفت؛ ترس ساخت، تردید پخش کرد و عقبنشینی را «راه نجات» نامید. اما قرآن، وسط همان محاصره، یک حقیقت تکاندهنده را اعلام کرد:
همه جنگها با موشک آغاز نمیشوند؛ بعضی جنگها، اول در ذهن مردم شلیک میشوند. آیات ۱۲ تا ۲۰ سوره احزاب، روایت لحظهای است که دشمن، پیش از شکستن دیوارها، سراغ شکستنِ دلها رفت؛ ترس ساخت، تردید پخش کرد و عقبنشینی را «راه نجات» نامید. اما قرآن، وسط همان محاصره، یک حقیقت تکاندهنده را اعلام کرد: ﴿ قُل لَّن یَنفَعَکُمُ الْفِرَارُ ﴾؛ فرار، امنیت نمیآورد.
خبرگزاری فارس _ کرمان: سوره احزاب، فقط روایت یک نبرد تاریخی نیست؛ نقشهخوانیِ جنگی است که پیش از خاکریزها، در ذهنها آغاز میشود.پس از آنکه قرآن در آیات گذشته، «مرجع» را تثبیت کرد، از «میثاق غلیظ» سخن گفت و سپس «صدق» را در میدان آزمود، حالا در آیات ۱۲ تا ۲۰، به یکی از پیچیدهترین لایههای نبرد میرسد: جنگ روانی.
اینجا دیگر دشمن فقط با لشکر حمله نمیکند؛ با روایت حمله میکند.قرآن صحنهای را تصویر میکند که در آن، عدهای مدام از شکست میگویند، عدهای مردم را به فرار دعوت میکنند و عدهای دیگر، اصلِ وعده حق را زیر سؤال میبرند.و عجیب اینکه این آیات، فقط تصویر یک صحنه تاریخی نیستند؛ انگار برای همین روزها نازل شدهاند.روزی که دشمن، قبل از هر حملهای، تلاش میکند مردم را از درون خالی کند.
وقتی وعده حق را «فریب» نامیدند
آیه ۱۲﴿ وَإِذْ یَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ مَّا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا ﴾ترجمه:«و آنگاه که منافقان و کسانی که در دلهایشان بیماری بود، میگفتند: خدا و پیامبرش جز فریب، به ما وعدهای ندادهاند.»
تفسیر :قرآن اینجا، خطرناکترین مرحله جنگ را نشان میدهد؛ جایی که دشمن تلاش میکند «اعتماد» را بزند.منافقان نگفتند دشمن قوی است؛ گفتند وعدهها دروغ بود. یعنی هدف اصلی، تخریب «امید» بود.چون جامعهای که امیدش فرو بریزد، پیش از شکست نظامی، از درون فروپاشیده است.
برای همین، قرآن ریشه این حرفها را توضیح میدهد: ﴿ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ ﴾یعنی مشکل، فقط تحلیل اشتباه نبود؛ بیماریِ دل بود. دلهایی که در لحظه فشار، دیگر توان ایستادن نداشتند.اینجاست که سوره احزاب، یک حقیقت مهم را روشن میکند: بعضیها، هنگام آرامش، مؤمن بهنظر میرسند؛ اما فشار که میرسد، اولین چیزی که از دست میدهند، «اعتماد به وعده حق» است.
وقتی مردم را به عقبنشینی دعوت کردند
آیات ۱۳ و ۱۴﴿وَإِذْ قَالَت طَّائِفَهٌ مِّنْهُمْ یَا أَهْلَ یَثْرِبَ لَا مُقَامَ لَکُمْ فَارْجِعُوا ۚ وَیَسْتَأْذِنُ فَرِیقٌ مِّنْهُمُ النَّبِیَّ یَقُولُونَ إِنَّ بُیُوتَنَا عَوْرَهٌ وَمَا هِیَ بِعَوْرَهٍ ۖ إِن یُرِیدُونَ إِلَّا فِرَارًا﴾﴿وَلَوْ دُخِلَتْ عَلَیْهِم مِّنْ أَقْطَارِهَا ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَهَ لَآتَوْهَا وَمَا تَلَبَّثُوا بِهَا إِلَّا یَسِیرًا﴾ترجمه:«و آنگاه که گروهی از آنان گفتند: ای مردم یثرب، اینجا جای ماندن شما نیست، بازگردید؛ و گروهی از آنان از پیامبر اجازه میخواستند و میگفتند خانههای ما بیحفاظ است، درحالیکه بیحفاظ نبود؛ آنان جز فرار، قصدی نداشتند.»«و اگر از اطراف مدینه بر آنان هجوم آورده میشد و سپس از آنان میخواستند دست به فتنه و آشوب بزنند، حتماً آن را میپذیرفتند و جز اندکی درنگ نمیکردند.»
تفسیر :اینجا قرآن، عملیات روانی را دقیقتر افشا میکند.شعارشان چه بود؟ ﴿ لَا مُقَامَ لَکُمْ فَارْجِعُوا ﴾یعنی: ● «دیگر فایدهای ندارد.»● «بمانید، شکست میخورید.»● «نجات، در عقبنشینی است.»اما قرآن پرده را کنار میزند: ﴿إِن یُرِیدُونَ إِلَّا فِرَارًا﴾یعنی پشت این تحلیلها، حقیقت دیگری پنهان بود: فرار از مسوولیت.و آیه بعد، خطر را عمیقتر میکند؛ قرآن میگوید اینها فقط اهل فرار نبودند، بلکه اگر دشمن راهی پیدا میکرد، آماده بودند جامعه را به آشوب و فتنه هم بکشانند. چون انسانی که «ترس» محور تصمیمش شود، کمکم مرز حق و باطل را هم گم میکند.
عهدی که شکستنش، رسوایی میآورد
آیات ۱۵ و ۱۶﴿ وَلَقَدْ کَانُوا عَاهَدُوا اللَّهَ مِن قَبْلُ لَا یُوَلُّونَ الْأَدْبَارَ ۚ وَکَانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْئُولًا ﴾﴿ قُل لَّن یَنفَعَکُمُ الْفِرَارُ إِن فَرَرْتُم مِّنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ وَإِذًا لَّا تُمَتَّعُونَ إِلَّا قَلِیلًا ﴾ترجمه :«و آنان پیش از این با خدا پیمان بسته بودند که پشت به دشمن نکنند، و پیمان خدا مورد سؤال قرار خواهد گرفت.»«بگو اگر از مرگ یا کشته شدن فرار کنید، این فرار هرگز به حال شما سودی نخواهد داشت و در آن صورت، جز اندکی بهرهمند نخواهید شد.»
تفسیر :قرآن اینجا، مسئله را فقط «ترس» نمیداند؛ مسئله، شکستنِ عهد است.اینها قبلاً پیمان داده بودند که میدان را خالی نکنند؛ اما وقتی فشار رسید، پیمانشان را فراموش کردند.برای همین، قرآن هشدار میدهد ﴿ وَکَانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْئُولًا ﴾یعنی هیچ عهدی، بیحساب رها نمیشود. و بعد، یک اصل تکاندهنده را بیان میکند:﴿ لَّن یَنفَعَکُمُ الْفِرَارُ ﴾ یعنی فرار، همیشه نجات نیست.گاهی انسان، برای حفظ جانش از میدان فاصله میگیرد، اما همان فاصله، هویت و حقیقتش را نابود میکند.
آنان که فقط وقتِ خطر پنهان میشوند
آیات ۱۷ تا ۲۰﴿قُلْ مَن ذَا الَّذِی یَعْصِمُکُم مِّنَ اللَّهِ إِنْ أَرَادَ بِکُمْ سُوءًا أَوْ أَرَادَ بِکُمْ رَحْمَهً ۚ وَلَا یَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ وَلِیًّا وَلَا نَصِیرًا﴾﴿قَدْ یَعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقِینَ مِنکُمْ وَالْقَائِلِینَ لِإِخْوَانِهِمْ هَلُمَّ إِلَیْنَا ۖ وَلَا یَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلَّا قَلِیلًا﴾﴿أَشِحَّهً عَلَیْکُمْ ۖ فَإِذَا جَاءَ الْخَوْفُ رَأَیْتَهُمْ یَنظُرُونَ إِلَیْکَ تَدُورُ أَعْیُنُهُمْ کَالَّذِی یُغْشَىٰ عَلَیْهِ مِنَ الْمَوْتِ ۖ فَإِذَا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوکُم بِأَلْسِنَهٍ حِدَادٍ أَشِحَّهً عَلَى الْخَیْرِ ۚ أُولَٰئِکَ لَمْ یُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ ۚ وَکَانَ ذَٰلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرًا﴾﴿یَحْسَبُونَ الْأَحْزَابَ لَمْ یَذْهَبُوا ۖ وَإِن یَأْتِ الْأَحْزَابُ یَوَدُّوا لَوْ أَنَّهُم بَادُونَ فِی الْأَعْرَابِ یَسْأَلُونَ عَنْ أَنبَائِکُمْ ۖ وَلَوْ کَانُوا فِیکُم مَّا قَاتَلُوا إِلَّا قَلِیلًا﴾
ترجمه:«بگو چه کسی میتواند شما را در برابر خدا حفظ کند اگر برای شما بدی بخواهد یا رحمتی برای شما اراده کند؟ و آنان جز خدا، هیچ سرپرست و یاوری نخواهند یافت.»«خداوند، بازدارندگانِ شما و آنان را که به برادرانشان میگفتند: “به سوی ما بیایید” میشناسد؛ و آنان جز اندکی در میدان حاضر نمیشوند.»«آنان نسبت به شما بخیلاند؛ و هنگامی که ترس فرا رسد، آنان را میبینی که چشمانشان از شدت ترس میچرخد، مانند کسی که مرگ او را فرا گرفته است؛ اما هنگامی که ترس برطرف شود، با زبانهایی تند شما را میآزارند و نسبت به خیر بخل میورزند. آنان ایمان نیاوردهاند، پس خدا اعمالشان را تباه کرد و این بر خدا آسان است.»«آنها گمان میکنند دشمنان هنوز نرفتهاند، و اگر دشمنان بازگردند، دوست دارند در میان اعراب بادیهنشین باشند و فقط از اخبار شما بپرسند؛ و اگر هم در میان شما باشند، جز اندکی نمیجنگند.»
تفسیر :قرآن اینجا، یکی از واقعیترین تصویرهای تاریخ را ارائه میدهد:آدمهایی که وقت خطر: ● مضطرب میشوند● میدان را خالی میکنند● و فقط به نجات خود فکر میکننداما وقتی خطر عبور کرد: ● طلبکار میشوند● بلندتر از همه حرف میزنند● و خودشان را صاحب تحلیل نشان میدهندو در مقابل، مؤمنان کسانیاند که باوجود ترس، میدان را ترک نمیکنند.تفاوت دقیقاً همینجاست: یکی، «ترس» را معیار تصمیم میکند؛ دیگری، «عهد» را.
انطباق با امروز :امروز هم جنگ فقط جنگِ موشکها نیست؛ جنگِ روایتهاست. یک طرف، مدام این ذهنیت را تکرار میکند که: «برای نجات، باید از میدان فاصله گرفت.»اما آنچه در واقعیت دیده شد، خلاف این پروژه بود. از روز نخست تجاوز دشمن تا امروز، باوجود فشارها، مردم میدان را ترک نکردند.مردمی که: ● برای خونخواهی رهبر شهید ایستادند● برای بیعت با رهبر جدید در میدان ماندند● و نشان دادند فشار، همیشه به عقبنشینی ختم نمیشوداینجاست که آیات احزاب، از متن تاریخ بیرون میآیند و وسط اکنون میایستند.
حرف آخر …
سوره احزاب، امروز را قرنها پیش روایت کرده بود. روزی را که دشمن، قبل از شلیک، «ترس» را شلیک میکند. روزی را که بعضیها نسخه «فرار» میپیچند و نامش را «عقلانیت» میگذارند.اما قرآن، معادله را بههم میزند:﴿ قُل لَّن یَنفَعَکُمُ الْفِرَارُ ﴾ یعنی اگر قرار باشد برای حفظ خود، میدانِ حق را رها کنی، چیزی که از دست میدهی، بیشتر از چیزی است که حفظ میکنی.
دشمن فکر میکرد با فشار، مردم از میدان فاصله میگیرند؛ اما هرچه فشار بیشتر شد، «نسبت مردم با میدان» آشکارتر شد.● آنها روی ترس حساب کرده بودند● اما با ایمان روبهرو شدند● آنها روی خستگی حساب کرده بودند● اما مردم، میدان را ترک نکردندو این همان چیزی است که پروژه دشمن را شکست داد: این میدان، فقط با محاسبه مادی اداره نمیشود.اینجا، هنوز کسانی هستند که باور دارند: گاهی ماندن، پرهزینهتر از فرار است؛ اما همان ماندن، امنیتِ واقعیِ یک ملت را حفظ میکند.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.




ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰