تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۱
کد خبر : 3123

به گزارش خبرگزاری فارس:

الزامات راهبردی جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با سیاست‌های خصمانهٔ آمریکا

الزامات راهبردی جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با سیاست‌های خصمانهٔ آمریکا

هرگونه خطای مجدد از سوی دشمن باید با پاسخی همراه باشد که منافع حیاتی آمریکا و متحدانش را مستقیماً هدف قرار دهد. گروه فارس پلاس: تاریخِ رابطه‌ی ایران و آمریکا، نه یک فصل، بلکه یک کتابِ تمام‌عیار از پیمان‌شکنی‌ها، نیرنگ‌ها و ضرباتِ خنجر از پشت است. از کودتای ۲۸ مرداد تا برجام و خروجِ یک‌طرفه

هرگونه خطای مجدد از سوی دشمن باید با پاسخی همراه باشد که منافع حیاتی آمریکا و متحدانش را مستقیماً هدف قرار دهد.
گروه فارس پلاس: تاریخِ رابطه‌ی ایران و آمریکا، نه یک فصل، بلکه یک کتابِ تمام‌عیار از پیمان‌شکنی‌ها، نیرنگ‌ها و ضرباتِ خنجر از پشت است. از کودتای ۲۸ مرداد تا برجام و خروجِ یک‌طرفه از آن، و از تحریم‌های فلج‌کننده تا ترورِ سردار سلیمانی در خاکِ عراق، آمریکا هیچ‌گاه اخلاقِ وفاداری به تعهد را رعایت نکرده است. هر بار که لبخندی نشان داده، پشتِ آن نقشه‌ای برای فشارِ بیشتر بوده؛ و هر بار که بر سرِ میزِ مذاکره نشسته، در پس‌پرده مشغولِ طراحیِ توطئه‌ای تازه.در این میان، یک تمثیلِ ساده اما عمیق، از مادری که چندی پیش کلیپش فراگیر شد، همه‌چیز را روشن می‌کند. مادری که می گفت: کودکِ دو ساله‌اش یک بار از پله‌ها زمین می‌خورد، دیگر هیچ‌گاه او را کنارِ آن پله رها نمی‌کند. کودکِ دو ساله، تجربه‌اش را با پوست و گوشتِ خود لمس کرده؛ اما برخی از ما، ده‌ها بار زمین خورده‌ایم و باز هم دل به وعده‌هایِ رنگارنگِ همان دشمنِ کهنه‌کار بسته‌ایم. این‌بار نیز تجربه‌ای تازه ثبت شد و به‌روشنی ثابت گشت که علی‌الاصول نمی‌شود به آمریکا اعتماد کرد؛ نه فقط به دلیلِ آیاتِ قرآنی که ما را از اتکا به شیطان برحذر داشته، بلکه حتی به حکمِ عقلِ سلیم که تکرارِ خطا را محکوم می‌کند. تا وقتی این حقیقت را با جان و دل درک نکنیم، مسیرِ اشتباهِ گذشته همچنان تکرار خواهد شد و هر امیدی به ناحق، ما را به بیراهه خواهد کشاند.اما در صورت تجاوز دشمن چه باید کرد؟
تمرکز راهبردی بر مهار خروج نفت و تسلط بر آبراه‌ها۱. قطع کامل صادرات نفت از منطقه:هرگونه خطای مجدد از سوی دشمن باید با پاسخی همراه باشد که منافع حیاتی آمریکا و متحدانش را مستقیماً هدف قرار دهد. مهم‌ترین این گام‌ها، توقف کامل خروج نفت از خلیج‌فارس و تنگهٔ هرمز است. به گونه ای که حداقل تا چندین سال امکان بازسازی مناطق تولید و پالایش نفت و گاز در منطقه وجود نداشته نباشد. این اقدام نه‌تنها فشارِ اقتصادیِ مهلکی بر اقتصادِ وابسته به انرژیِ غرب وارد می‌کند، بلکه به‌عنوان ابزاری برای تغییرِ معادلاتِ قدرت در منطقه عمل خواهد کرد.
۲. اولویت‌بندی راهبردی تنگهٔ باب‌المندب:در کنارِ تنگهٔ هرمز، انسداد محورِ باب‌المندب باید به‌عنوان راهبردِ دوم در دستورِ کار قرار گیرد. تسلط بر این آبراهٔ حیاتی، به‌معنای جلوگیری از تأمین مالی و لجستیکیِ جنگ‌افروزان است و امکانِ تجارتِ امن را از آنان سلب می‌کند و از ورودِ بمب‌ها و تسلیحات به منطقه جلوگیری به‌عمل می‌آورد.محور دوم: افزایش هزینه‌ها برای آمریکا و بازدارندگیِ پویا
۳. استراتژیِ «هزینه‌زایی» و کشته‌گیری هدفمند:برای تغییرِ رفتارِ راهبردیِ واشنگتن، باید معادلهٔ هزینه-فایده برای آنها به صفر یا منفی رسانده شود. این استراتژی شامل بهره‌گیری از توانمندی‌های نامتقارن و ضرباتِ مهلک در کوتاه‌ترین زمان ممکن است، به‌گونه‌ای که هرگونه تجاوزِ دوباره با تلفات و خسارت‌های سنگینِ جانی و مالی برای نیروهای آمریکایی همراه گردد تا امنیت جانی و روانیِ آنان در منطقه به حداقل برسد.محور سوم: بازنگری در دکترین دفاعی در راستای بازدارندگیِ حداکثری۴. تجدیدنظر در دکترین دفاعی مبتنی بر بازدارندگیِ کنترل‌شده و مؤثر:با توجه به تهدیداتِ وارده علیه زیرساخت‌های حیاتی کشور، و با عنایت به اینکه دشمن خط‌قرمزهای گذشته را نادیده گرفته است، ضرورت دارد ایران در دکترینِ دفاعیِ خود تجدیدنظر کند. این بازنگری باید به‌گونه‌ای باشد که:
· از وقوع «کشتارِ جمعی» پرهیز کرده، اما ابهامِ راهبردی را به حداکثر برساند.· در صورتِ تجاوزِ مجدد یا تخریبِ زیرساخت‌ها، در این چارچوب، بازدارندگیِ مؤثر ایجاب می‌کند که گزینه‌هایی روی میز باشد که دشمن را به محاسبه‌ی مجددِ همه‌ی معادلات وادار کند؛ گزینه‌هایی که اگرچه از حیثِ اعلامِ رسمی در چارچوبِ سیاست‌هایِ اعلامیِ جمهوری اسلامی تعریف می‌شوند، اما ماهیت و گسترهٔ آن‌ها به‌گونه‌ای است که هر تحلیلگرِ نظامی را ناگزیر از کنکاش دربارهٔ مرزهایِ جدیدِ توانِ بازدارندگیِ ایران می‌کند؛ مرزهایی که در ذهنِ بسیاری، تداعی‌گرِ فراتر رفتن از چارچوب‌هایِ متعارفِ دفاعیِ مرسوم است.
گذشته از هرگونه خوش‌بینیِ واهی، راهِ نجات در اتکا به داشته‌هایِ درونی، توانمندی‌هایِ میدانی و بهره‌گیری از تهدیدها به‌عنوان فرصت است. اقداماتِ چهارگانهٔ فوق یعنی:۱. انسدادِ مسیرهایِ خروجِ نفت،۲. تسلط بر باب‌المندب،۳. افزایشِ هزینه‌هایِ جانی و مالی برای آمریکا،۴. و تغییرِ دکترینِ دفاعی در راستایِ بازدارندگیِ حداکثری با حفظِ ابهامِ راهبردی، می‌توانند ایران را به جایگاهی از قوت برسانند که هیچ قدرتی حتی فکرِ تعرض به آن را به ذهن راه ندهد. این دقیقاً همان درسی است که امروز بیش از هر زمانِ دیگری، باید بدونِ رودربایستی و با عزمیِ ملی، به‌اجرا درآید. آمریکا فقط زبانِ زور را می‌فهمد؛ پس باید با همان زبان با او سخن گفت.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

هفده − ده =