گروه تحلیل بینالملل:
وقتی جنگ، امارات را به گدایی ارزی رساند

اسناد رسیده از بنبست پولی ابوظبی نشان میدهد که مقامات اماراتی در پی تخلیه ذخایر ارزی ناشی از جنگ آمریکا علیه ایران، به گدایی ارزی از خزانهداری ایالات متحده روی آوردهاند تا از سقوط قطعی نقدینگی و فروپاشی ساختار بانکی خود جلوگیری کنند. امارات متحده عربی که زمانی با تکیه بر مدل «رشد پایدار» و
اسناد رسیده از بنبست پولی ابوظبی نشان میدهد که مقامات اماراتی در پی تخلیه ذخایر ارزی ناشی از جنگ آمریکا علیه ایران، به گدایی ارزی از خزانهداری ایالات متحده روی آوردهاند تا از سقوط قطعی نقدینگی و فروپاشی ساختار بانکی خود جلوگیری کنند.
امارات متحده عربی که زمانی با تکیه بر مدل «رشد پایدار» و «ثبات مطلق»، خود را به عنوان قطب بیرقیب مالی و تجاری خاورمیانه معرفی میکرد، اکنون با حقیقتی عریان و تلخ روبروست. تهاجم نظامی ایالات متحده علیه ایران، تنها ایران را هدف نگرفت، بلکه پرده از واقعیت شکننده اقتصادهای رانتی کشورهای منطقه برداشت. امروز، جایگاه مالی امارات که بر پایه امنیت بنادر و جریان آزاد سرمایه بنا شده بود، به دلیل تبعات جنگ فرو پاشیده و این کشور را واداشته تا برای بقای اقتصادی، از جایگاه یک متحد مقتدر به یک «متقاضی مستأصل» تغییر وضعیت دهد.معمای ذخایر عظیم و نقدینگی بحرانییکی از جدیترین تناقضهای فعلی، شکاف میان آمار ذخایر تریلیون دلاری امارات و استدعای مالی این کشور از واشنگتن است. بر اساس گزارشهای تحقیقی نیو ریپابلیک (New Republic) و تحلیل اقتصاددانانی همچون استیو هانکی و براد ستسر، روی آوردن مقامات اماراتی به کاخ سفید برای درخواست «بستههای نجات» یا «خط سوآپ ارزی»، اعترافی صریح به این واقعیت است که نقدینگی در سیستم بانکی ابوظبی به سطوح بحرانی رسیده و ضربهگیرهای مالی این کشور زیر فشار پیامدهای جنگ فرسوده شدهاند. این ناظران معتقدند التماس برای دریافت دلار، نقاب از چهره «ثبات ادعایی» امارات برداشته و نشاندهنده استیصال این کشور در مدیریت بحران نقدینگی بدون حمایت مستقیم واشنگتن است. در شرایطی که جنگ، جریان دلارهای نفتی را با اخلال مواجه کرده و هزینههای بیمه و کشتیرانی را به شکل جنونآمیزی افزایش داده است، حتی داراییهای عظیم صندوقهای حاکمیتی نیز قادر به مهار «تسونامی فرار سرمایه» نیستند. این وضعیت، اعتماد به ارز محلی و ثبات بازارها را به لرزه درآورده است.
جنگ طلبیهای آمریکا و پایان بهشت روی زمینمدل اقتصادی امارات، بر پایه ترانزیت، گردشگری و املاک و مستغلات استوار است؛ بخشهایی که در برابر کوچکترین تنش نظامی، بیشترین آسیبپذیری را دارند. درگیر شدن در منازعه آمریکا و ایران، «ضربهگیرهای مالی» امارات را فرسوده کرده است. دیگر برجهای شیشهای دبی و پروژههای پرزرقوبرق گردشگری نمیتوانند حقیقت «هراس سرمایهگذاران» را پنهان کنند. وقتی امنیت فیزیکی جای خود را به غرش موشکها و مانورهای نظامی میدهد، سرمایههای خارجی به دنبال پناهگاههای امن در خارج از منطقه شعلهور میگردند. تکیه بر «کمکهای ارزی» آمریکا، اکنون برای امارات نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر برای جلوگیری از فروپاشی آنی است.توافق سوآپ؛ پوششی فنی برای یک بحران سیاسیتلاش مقامات اماراتی برای تصویر کردن درخواستهای خود تحت عنوان «هماهنگیهای فنی بانک مرکزی» یا «توافق سوآپ ارزی»، صرفاً تلاشی برای حفظ ظاهر و جلوگیری از سقوط بیشتر اعتبار در بازارهای جهانی است. اما واقعیت این است که توافق سوآپ ارزی در این ابعاد، به معنای نیاز فوری به دلار برای جلوگیری از سقوط ارزش درهم و انسداد نظام بانکی است. ارتباطات فشرده با «والاستریت ژورنال» و درز اخبار مذاکرات با خزانهداری آمریکا، نشاندهنده سردرگمی عمیق در تیم اقتصادی ابوظبی است؛ آنها در یک «گازانبر» گرفتار شدهاند: یا باید به شروط تحقیرآمیز و نظارت مطلق واشینگتن تن دهند، و یا با ریسک «خودکشی مالی» ناشی از قطع دسترسی به سیستم سوئیفت روبرو شوند.
بهای سنگین وابستگی و فرسایش حاکمیتدرخواست حمایت مالی از دولت ترامپ، استقلال در تصمیمگیریهای حاکمیتی امارات را بیش از هر زمان دیگری در معرض طوفان قرار داده است. کمکهای مالی آمریکا «رایگان» نیست؛ واشنگتن در قبال هر دلار نقدینگی، امتیازات سیاسی و نظامی کلانی طلب میکند که امارات را از یک «شریک راهبردی» به یک «موجویت وابسته» تبدیل میکند که تنها با تنفس مصنوعیِ دلارهای آمریکا زنده است. مطابق با گزارشهای منتشرشده در رسانههایی چون نیو ریپابلیک، ادبیات تند چهرههای تأثیرگذاری نظیر استیو بانون که مقامات اماراتی را با واژگانی تحقیرآمیز همچون «تفاله» توصیف میکنند، به وضوح نشاندهنده نگاه ابزاری جناح «اول آمریکا» در واشنگتن به این کشور است؛ متحدی که اکنون تحت فشار افرادی چون کوین هست و استیو بانون و جناح رادیکال جمهوریخواه، ناچار است بهای سنگین «فاکتور جنگ» و ماجراجوییهای نظامی ایالات متحده را از جیب اعتبار، نقدینگی و استقلال سیاسی خود بپردازد.فرجام: سقوط به وضعیت «اقمار مالی» و تکدیگری سیاسیدر نهایت، جنگ آمریکا با ایران از ماهیت کاذب اقتصادی پرده برداشت که کارکرد آن صرفاً در شرایط ثباتِ تحمیلی تعریف شده بود. امارات اکنون در یک “انسداد راهبردی”* گرفتار شده است که افق بازیابی ثبات در آن به کلی مخدوش است. درخواست خط سوآپ و بستههای حمایتی، اعترافی صریح بر پایان دوران استقلال اقتصادی این کشور است. واقعیتهای صحنه نشان میدهد که ابوظبی اکنون میان دو گزینه مخیر است: پذیرش نقش یک «اقمار مالی» کاملاً تحت نظارت واشینگتن، یا قمار بر سر ارزهای جایگزین که ریسک یک «خودکشی مالی» تمامعیار را به همراه دارد.
واقعیت صحنه نشان میدهد که ابوظبی، مسیر نخست را برگزیده و در حال «تکدیگری سیاسی» برای بقا در مدار دلار است. این بحران فعلی، نقشه اقتصادی خلیج فارس را بازترسیم میکند و نشان میدهد که برقی که از برجهای ابوظبی برمیخیزد، در برابر واقعیتهای خشن جنگ، به سرعت خاموششدنی است. آیا امارات میتواند پیش از فروپاشی کامل ساختار اقتصادی خود، قرارداد اجتماعی جدیدی را تنظیم کند، یا زیر بار سنگین بدهیها و پیامدهای محاسبهنشده جنگ، به کلی تغییر شکل خواهد داد؟ پاسخ این پرسش در بهای سنگینی نهفته است که واشینگتن برای «نجات مشروط» متحد خود تعیین خواهد کرد.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.




ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰