تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۰
کد خبر : 2680

خبرگزاری فارس؛

روایت جدید عضو خبرگان از جلسه انتخاب رهبر معظم انقلاب

روایت جدید عضو خبرگان از جلسه انتخاب رهبر معظم انقلاب

حجت‌الاسلام غلامرضا مصباحی‌مقدم، عضو مجلس خبرگان رهبری و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، به روایت ناگفته‌هایی از زندگی، منش و شخصیت رهبر شهید انقلاب پرداخت و همچنین روایتی از فضای انتخاب سومین رهبر معظم انقلاب اسلامی و برخی جزئیات آن ارائه داد. گروه سیاسی خبرگزاری فارس: رهبر شهید انقلاب اسلامی از معدود شخصیت‌هایی در تاریخ

حجت‌الاسلام غلامرضا مصباحی‌مقدم، عضو مجلس خبرگان رهبری و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، به روایت ناگفته‌هایی از زندگی، منش و شخصیت رهبر شهید انقلاب پرداخت و همچنین روایتی از فضای انتخاب سومین رهبر معظم انقلاب اسلامی و برخی جزئیات آن ارائه داد.
گروه سیاسی خبرگزاری فارس: رهبر شهید انقلاب اسلامی از معدود شخصیت‌هایی در تاریخ معاصر ایران بود که ابعاد گوناگون علمی، فقهی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و مدیریتی را در وجود خود جمع کرده بود. شخصیتی که از سال‌های مبارزه علیه رژیم پهلوی تا دهه‌ها هدایت انقلاب اسلامی، همواره در متن مهم‌ترین تحولات کشور و جهان اسلام حضور داشت و در هر عرصه‌ای اثری ماندگار از خود بر جای گذاشت.نقش‌آفرینی مؤثر در هدایت جریان مبارزه پیش از انقلاب، تربیت نسل جوان و دانشگاهی، تبیین اندیشه اسلامی، مدیریت پیچیده‌ترین مسائل داخلی و بین‌المللی، راهبری جبهه مقاومت، توجه ویژه به محرومان و مستضعفان، و در عین حال پایبندی به ساده‌زیستی و زهد فردی، تنها بخشی از ابعاد شخصیتی رهبر شهید انقلاب به شمار می‌رود؛ ابعادی که هر یک می‌تواند موضوع پژوهش‌ها و روایت‌های مستقلی باشد.شناخت این ویژگی‌ها، به‌ویژه از زبان افرادی که سال‌ها در مسئولیت‌های مختلف در کنار ایشان حضور داشته‌اند، می‌تواند تصویری روشن‌تر از منش، اندیشه و سبک حکمرانی ایشان ارائه کند. در همین راستا، با حجت‌الاسلام غلامرضا مصباحی‌مقدم، عضو مجلس خبرگان رهبری و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، به گفت‌وگو نشسته‌ایم تا از زوایای مختلف به بازخوانی شخصیت رهبر شهید انقلاب و برخی ناگفته‌های مرتبط با ایشان بپردازیم.
در این گفت‌وگو موضوعاتی همچون نقش رهبر شهید در هدایت جریان انقلاب پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، ویژگی‌های برجسته علمی و مدیریتی ایشان، معیارهای انتخاب رهبری در مجلس خبرگان، سبک زندگی و سیره فردی رهبر شهید، نگاه ایشان به نسبت میان شریعت و مصلحت نظام، سازوکار تدوین سیاست‌های کلان کشور، توصیه‌های راهبردی به اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام و همچنین برخی خاطرات و روایت‌های کمتر شنیده‌شده از جلسات خبرگان و مجمع مورد بررسی قرار گرفته است.

آقا خیلی خوش‌بیان و خوش‌سلیقه بودند

فارس: آشنایی شما با آیت‌الله خامنه‌ای شهید از کجا شروع شد؟ آیا پیش از انقلاب هم با ایشان ارتباط داشتید؟مصباحی مقدم: بسم الله الرحمن الرحیم. بله، آشنایی من با ایشان از قبل از پیروزی انقلاب، از سال‌های ۱۳۴۳ به بعد تا ۵۷ بود. خب، پیروزی انقلاب که شد، خدا رحمت کند رهبر شهید ما، در اجابت دعوت حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه)، با شهید هاشمی‌نژاد و آیت‌الله طبسی – این سه شخصیت برجسته – انقلاب اسلامی را در مشهد هدایت می‌کردند. به عبارتی، انقلابی‌ها را در مشهد این‌ها مدیریت می‌کردند. در میان این سه بزرگوار، حضرت آقا از قدرت بیان و قدرت اقناع بسیار بالاتری برخوردار بودند. البته من چون مدت قابل‌توجهی از این برهه زمانی را در قم بودم، توفیق حضور مستقیم در محضر ایشان را خیلی نداشتم، اما اجمالاً رفت‌وآمد، ارتباط و گفت‌وگو برقرار بود.آنچه می‌توانم بگویم و یک امر کاملاً بدیهی و روشن هم هست، حضور ایشان در مسجد کرامت مشهد، درس‌هایی که داشتند، سخنرانی‌هایی که می‌کردند و مراجعات دانشجویان به محضر ایشان در خانه است که نوعی ملجأ و پناهگاه برای دانشجویان قبل از پیروزی انقلاب به حساب می‌آمد. این موضوع در به میدان آوردن نسل جوان در آن دوره بسیار تأثیرگذار بود. آقا خیلی خوش‌بیان و خوش‌سلیقه بودند و این موجب می‌شد نسل جوان به ایشان اقبال کند.
جلسات پاسخ به سؤالاتی که می‌گذاشتند، نسبت به مسائل اعتقادی، سیاسی و اجتماعی بسیار قانع‌کننده بود. بیشتر هم مسائل اعتقادی آن وقت‌ها مطرح می‌شد؛ جریان چپ کمونیستی خیلی روی دانشگاه‌ها مؤثر بود و ایشان در تبیین مواضع اسلامی در مقابل آن‌ها بسیار موفق بودند. کتابی را ایشان در همان دوره تدوین کردند که به یک معنا یک پلن و برنامه برای پیاده کردن اسلام بود. این کتاب معروف است؛ اسمش «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» است. ایشان درس مکاسب هم می‌دادند قبل از انقلاب؛ یعنی از لحاظ فقهی درس مکاسب می‌دادند و جوان‌ترین شاگرد مرحوم آیت‌الله میلانی بودند. مرحوم آیت‌الله سید هادی میلانی. ایشان جوان‌ترین طلبهٔ پای درس ایشان بودند و خبرهایی که ما داشتیم و انتقال پیدا می‌کرد این بود که هم خوب درس را می‌فهمیدند، یادداشت‌برداری می‌کردند و در سؤالات ورود می‌کردند. از این جهت کاملاً شهره بودند.فارس: شما به عنوان یکی از اعضای کنونی مجلس خبرگان رهبری بفرمایید که مهم‌ترین ویژگی که مجلس آن زمان برای انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای دید، چه بود؟ اعضای محترم ایشان را به چه دلیلی انتخاب کردند؟مصباحی مقدم: ظاهراً مهم‌ترین ویژگی که اعضای خبرگان در آن دوره برای ایشان قائل بودند، این بود که از نظر سیاسی هم آشنا به مسائل داخلی و ملی، هم آشنا به مسائل خارجی و بین‌المللی و هم آشنا با مسائل نظامی کشور بودند. چون ایشان نمایندهٔ امام در وزارت دفاع بودند و با همهٔ نیروهای مسلح ارتباط نزدیک و حشرونشر داشتند و تأثیرگذار بودند و توانایی مدیریت از مسائلی بود که در میان خبرگان هیچ‌کس را در تراز ایشان ندانستند. برای همین هم رأی بسیار بالا و قاطعی به ایشان برای رهبری دادند.

چرا خبرگان آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای را به عنوان رهبر انتخاب کردند

فارس: حالا کمی جلوتر بیاییم آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای با رأی حداکثری به عنوان رهبر سوم انقلاب انتخاب شدند. شما هم یکی از اعضای خبرگان هستید که احتمالاً در جلسه شرکت داشتید. بفرمایید دلیل انتخاب ایشان چه بود؟ خود شما رأی دادید؟ اگر ممکن است بگویید دلیلتان چه بود؟مصباحی مقدم: عرض کنم خدمت شما برای رهبری، البته کاندیداهای دیگری هم مطرح شدند در جلسهٔ خبرگان، ولی فضای عمومی جلسه متمایل شد به آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای به دلایلی.یکی از دلایل این بود که ایشان یک استاد برجستهٔ حوزهٔ علمیهٔ قم در درس خارج هستند؛ استادی که بین ۷۰۰ تا هزار نفر طلبه در درس خارج ایشان حضور پیدا می‌کنند و کمتر درسی با این حجم از اقبال طلبه‌ها روبرو می‌شود. توانایی خودشان را در فقاهت (هم فقه و هم اصول) به خوبی نشان داده‌اند.مسئلهٔ دیگر این بود که ایشان با توجه به این که در کنار حضرت آقا بزرگ شدند و رشد پیدا کردند، مورد اعتماد حضرت آقا قرار گرفتند. حضرت آقا دفترشان را سوق داده بودند به سمت این که به محروم‌ترین اقشار جامعه سر بزنند و رسیدگی کنند و این کار از طریق آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای انجام می‌گرفت. به مناطق محروم تهران و شهرستان‌ها افرادی از طرف ایشان می‌رفتند و از نزدیک عمق این مسائل را می‌دیدند، شناسایی می‌کردند و کمک‌رسانی می‌کردند.

مهم‌ترین واسطه‌ رهبر شهید با نیروهای مسلح، آقا مجتبی بودند

مسئلهٔ دیگر ارتباط با نیروهای مسلح بود. حضرت آقا مهم‌ترین واسطه‌ای را که برای نیروهای مسلح قرار داده بودند (غیر از ارتباطات مستقیمی که فرماندهان عالی‌رتبهٔ نظامی با آقا داشتند)، آقا مجتبی بود. پیام‌هایی که حضرت آقا می‌خواستند به شهید قاسم سلیمانی برای مسائل منطقه منتقل کنند، از طریق آقا مجتبی بود. به عبارت دیگر، ایشان کاملاً به مسائل منطقه احاطه دارند و این خیلی مهم است. بنابراین برای رهبری هم فقاهت می‌خواهیم، هم عدالت و هم احاطه به مسائل جامعه، منطقه و جهان. همهٔ اینها در شخصیت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای جمع است. شاید بعضی از شخصیت‌های دیگر بعضی از این ابعاد را داشته باشند، ولی بخشی از ابعاد را دیگر آن‌ها نداشتند. از این جهت این جامعیت – و البته من نمی‌توانم انکار کنم که از الطاف خفیهٔ خداست – دل‌ها را هدایت می‌کند به سمت کسی که او را شایستهٔ رهبری یک کشور و نظام و ملتی می‌داند که به تعبیر حضرت آقا «مبعوث شد». فارس: مسئله‌ای که معمولاً در آن ایام مطرح می‌شد، این بود که آقای شهید مخالف رهبر شدن ایشان بودند. شما بفرمایید این مسئله در جلسهٔ خبرگان چگونه بود؟

آیا امام شهید مخالف رهبر شدن آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای بودند؟

مصباحی مقدم: آنچه قبلاً شنیده بودیم و در جلسهٔ خبرگان اصلاح و تصحیح شد، این است که حضرت آقا فرمودند: «خبرگان را موروثی نکنید.» یعنی کسی مطرح کرده بود خدمت آقا – نه این که با خبرگان مستقیم صحبت کرده باشند – حضرت آقا فرمودند: «رهبری را موروثی نکنید.» خب این سخن اجمال داشت. بعداً خدمت ایشان مطرح کردند که مقصود شما چه بود؟ ایشان فرمودند: رهبری بر اساس شایستگی‌هاست. اگر کسانی آن شایستگی‌هایی را دارند که قانون اساسی تعیین کرده، بسیار خوب، اما نه از حیث وراثت. مبنا وراثت نیست، مبنا آن شایستگی‌هاست. همین مطلب در جلسهٔ خبرگان مطرح شد. در واقع یک نوع دفع دخل است که کسی تصور نکند چون آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای فرزند آیت‌الله سید علی خامنه‌ای است، دارد رهبر می‌شود. نه، مسئله این نیست؛ آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای چون آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای است رهبر می‌شود.فارس: کم و کیف برگزاری جلسه را ممکن است بفرمایید؟مصباحی مقدم: برای تشکیل این جلسه، اطلاعات سپاه خیلی به زحمت افتاد. تهدید مستقیم هم داشتیم. تهدید مستقیم این بود که اولاً بنا را بر استمزاج گذاشته بودند و تعدادی از اعضای دبیرخانه را بسیج کرده بودند که تک‌به‌تک ملاقات کنند و با یک نامهٔ سری، پاسخی را دریافت کنند. ظاهراً این کار تا حدی انجام شده بود ولی به پایان نرسیده بود. در دفتر قم، این اسناد بمباران شد. خب همین بمباران موجب شد این کار ناقص بماند و متوقف شود. بر اساس آیین‌نامهٔ خبرگان برای انتخابات رهبری، آن آیین‌نامه اقتضا می‌کرد جلسهٔ حضوری تشکیل شود، اعضای خبرگان حضور داشته باشند، کسی غیابی رأی ندهد و احیاناً در جلسه افراد مختلف مطرح شوند، گفت‌وگو شود، مشورت شود و رهبری انتخاب شود.

برای تشکیل جلسه، اطلاعات سپاه خیلی به زحمت افتاد

بر این اساس تدبیر کردند که جلسه در آن شب نوزدهم ماه مبارک رمضان ساعت ۱۰ شب تقریباً شکل گرفت، در محلی که امن بود و برای رسیدن به آن محل تمهیدات امنیتی کاملاً صورت گرفته بود. وقتی اجتماع به نصاب رسید، مسئله مطرح شد و رأی‌گیری صورت گرفت. خب حسن اتفاق، با رأی قاطع آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای برگزیده شد.فارس: سرعت و تهدیداتی که بود، روی این رأی تأثیر گذاشت؟ آیا افراد دست‌پاچه شدند؟مصباحی مقدم: افرادی که آنجا حضور پیدا کرده بودند، از آرامش روانی برخوردار بودند. این امکان وجود داشت که به جای یک ساعت (که یک ساعت و خرده‌ای طول کشید)، احیاناً دو ساعت طول بکشد. نه، آن طور نبود که هول و دست‌پاچه شوند. با آرامش خاطر نشستند، گفت‌وگو کردند و انتخاب شدند.فارس: یکی از اعضای مجمع روحانیون مبارز گفتند که آقا در ایام اوایل انتخابات رهبری – که هنوز در ریاست‌جمهوری بودند – جلساتی با اعضای مجمع می‌گذاشتند و گفتند نظراتتان را به ما منتقل کنید. آیا چنین چیزی با روحانیت مبارز هم اتفاق میافتاد؟
مصباحی مقدم: من از این موضوع اطلاعی ندارم، ولی می‌دانم که دهه هشتاد–آقا از جامعهٔ روحانیت مبارز دعوت کردند یک جلسهٔ اختصاصی. بعد فرمودند: «کاری کنید که عقبهٔ خودتان را شکل بدهید.» مرادشان این بود که جامعهٔ روحانیت استانهای خود را فعال کند. این تعبیر حضرت آقا که «عقبهٔ خودتان را راه‌اندازی کنید و تقویت کنید» موجب شد اساسنامهٔ جامعهٔ روحانیت بازنگری شود و شوراهای منطقه‌ای تهران و شوراهای استان‌ها شکل گرفت که به برکت همان رهنمود بود. بعد از آن جلسه، یک جلسهٔ دیگر حضرت آقا با مجمع روحانیون مبارز داشتند. ما آنجا حضور نداشتیم، ولی باید از خودِ آقایان پرسید که رهنمودهای آقا چه بود. در رهنمودهایشان فرمودند که جامعهٔ روحانیت و مجمع روحانیون با هم جلسهٔ مشترک بگذارند. همین کار در مدرسهٔ عالی شهید مطهری توسط آیت‌الله امامی کاشانی صورت گرفت و آقایان مجمع روحانیون آنجا حضور پیدا کردند و گفت‌وگوهایی شد که حالا بماند.فارس: آن چیزی که ما می‌دانیم این است که آقای خامنه‌ای در دههٔ ۵۰ در آن خانهٔ کوچک و زندگی بسیار ساده سیر میکردند. ۵۰ سال بعد، از نظر شما – از لحاظ مالی و غیره – سبک زندگی ایشان چه تفاوتی کرد؟
مصباحی مقدم: خداوند ان‌شاءالله درجهٔ ایشان را در اعلی‌علیین قرار دهد. ایشان از نظر وضعیت معیشتی، اقتصادی و زندگی هیچ‌گونه تغییری در زندگیشان رخ نداد. ۵۰ سال قبل و ۵۰ سال بعدش تغییری نکرد. شواهد و قرائن فراوان است و نقل‌ها متعدد؛ از جمله از آیت‌الله جوادی آملی نقلی شده که خیلی روشن است. فرمودند که آقا مصطفی در جلسه‌ای ظاهراً حضور داشتند. آقا فرمودند: «شما بروید داخل غذا بخورید»؛ این غذایی که آورده‌اند برای مهمان، مال دفتر است و آقا مصطفی را می‌فرستند داخل که از غذای خود خانه بخورد. این نشانهٔ دقت ایشان در این گونه مسائل است. همچنین اطلاعات خوبی را پزشک معالج ایشان، آقای دکتر مرندی و دیگران بیان کرده‌اند که خیلی روشن است از وضعیت داخلی زندگی ایشان که خیلی زاهدانه زندگی می‌کردند. آیت‌الله محمدی گلپایگانی هم در کلیپی که منتشر شده، گفتند: «وسایل خانهٔ ایشان به اندازهٔ یک وانت بار هم نمی‌شود.» واقعاً هم همین‌طور بود. پس ایشان از این جهت هیچ‌گونه تغییری در زندگیشان رخ نداد.فارس: شما در مجمع تشخیص مصلحت نظام، با حکم رهبر انقلاب عضو می‌شوید. انتخاب شما چگونه بود؟

مصلحت نظام از منظر رهبر شهید

مصباحی مقدم: من نمایندهٔ مجلس شورای اسلامی در دورهٔ نهم بودم که از دفتر آقا با من تماس گرفتند – آقای حجازی – و گفتند: «حضرت آقا می‌خواهند شما را برای عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب کنند.» البته تشخیص با ایشان بود و لابد تمهیداتی هم در دفتر صورت گرفته بود. برای سه دورهٔ پیاپی، آقا بنده را به عنوان عضو مجمع تشخیص حکم دادند. تصور می‌کنم نظر مبارکشان این بود که افرادی در مجمع شرکت کنند که نگاه ملی داشته باشند و اطلاعاتی در سطح ملی داشته باشند؛ مثلاً رؤسای جمهور سابق، یا کسانی که در این رده مثل معاون اول یا سابقهٔ نخست‌وزیری داشتند، و کسانی که حداقل چند دورهٔ مجلس شورای اسلامی بودند، چند دوره وزارت داشتند – آن هم وزارتخانه‌های خاصی که احاطه به مسائل داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی را فراهم می‌کند. چرا که مجمع تشخیص مصلحت نظام، مستشاران عالی رهبری هستند و در مسائل اساسی نظام از جمله سیاست‌های کلی ابلاغی نقش‌آفرینی می‌کنند، و از جمله در تشخیص معضلات کشور و راه‌حل برای معضلات. آنجا که نیاز باشد، ارجاع می‌دهند به مجمع تشخیص مصلحت نظام. یک وظیفهٔ دیگرش هم رفع اختلافی است که بین مجلس و شورای نگهبان در مسائلی رخ می‌دهد که مجلس بر مصلحت نظام تکیه می‌کند.
فارس: مهم‌ترین تذکر یا توصیه‌ای که در ابتدای هر دوره داشتند چه بود؟مصباحی مقدم: بله، غالباً در هر دوره – آغاز آن دوره – ایشان دعوت می‌کردند بعد از انتصاب و مسائل را مطرح می‌کردند. خاطرم هست دو دوره قبل، ایشان فرمودند توجه داشته باشید نظام جمهوری اسلامی برای احیای شریعت است و اصل این است که شریعت الهی آن‌چنان که مقتضای فقاهت است، به اجرا درآید. اگر ما سخن از مصلحت نظام می‌کنیم، آنجایی است که این مصلحت بیّن باشد. شما می‌خواهید اصلی از اصول قانون اساسی را در یک مصوبه که مجلس روی آن اصرار کرده، نادیده بگیرید. خب، اصل قانون اساسی باید مجرا باشد. این که بخواهید اصلی از اصول قانون اساسی را نادیده بگیرید، باید آن مصلحت، مصلحتی باشد که غلبه کند و این غلبه خیلی روشن و بیّن باشد. از این جهت به نصف به علاوه یک اکتفا نشود؛ بلکه در شرایطی دو سوم، در شرایطی سه‌چهارم، در شرایطی سه‌پنجم – که حالا مواردش مشخص است – رأی را لازم دارد. پس باید یک رأی قاطعی باشد. به علاوه عدول از شریعت، عدول از فقه جایز نیست، مگر مصلحت اهمی اقتضا کند. آن مصلحت اهم باید رعایت شود، آن هم با حضور اعضای شورای نگهبان در چنین مواردی و رأی بالا. پس باید چنین چیزی رعایت شود که مصلحت، مصلحت بیّنی باشد.نکتهٔ دیگر این است که این مصلحت باید محدَّد باشد از نظر زمان. بررسی کنید ببینید اگر این مصلحت اقتضا می‌کند پنج ساله باشد، پنج ساله؛ اگر اقتضا می‌کند ده ساله باشد، ده ساله. بعد از ده سال مجدداً بررسی شود که اگر همچنان همان مصلحت حاکم است، این حکم مصلحتی استمرار پیدا کند؛ اگر نه، برگردد به حکم اولی. این‌ها حکایت از دقت ایشان در صیانت از شریعت و مراعات احکام الهی دارد.
فارس: سیاست های اقتصادی که توسط ایشان ابلاغ میشد، یا مسائل اقتصادی که ایشان مطرح میکردند، ساز و کار خاصی داشت؟ مصباحی مقدم: برای چنین مسائلی یک پروسه طی می‌شد که مراحلی داشت. مرحلهٔ اول، طرح ایده بود. یک پاراگراف، دو تا پاراگراف مثلاً نوشته می‌شد در مسئله به عنوان ایده. معلوم است که ایده کاملاً اجمالی دارد. این ایده برآمده از مطالعاتی بود که در دفتر آقا صورت گرفته بود، خدمت ایشان ارجاع شده بود. ایشان روی این ایده مدتی – شاید چند روز، چند ماه – وقت گذاشته بودند، فکر کرده بودند، مطالعه کرده بودند، ایده را نهایی کرده بودند و منتقل شده بود به مجمع. حالا کار مجمع شروع می‌شد. مجمع این ایده را تبدیل می‌کرد به پیش‌نویس. پیش‌نویس مثلاً طرح اقتصادی، طرح سیاست‌های اقتصادی. پیش‌نویس مجدداً می‌آمد دفتر رهبری. دفتر رهبری چرخشی داشت، خدمت آقا داده می‌شد. پیش‌نویس را هم با بررسی‌ها و مطالعه و نظرات کارشناسی که منتقل شده بود به ایشان، ایشان شخصاً به جمع‌بندی می‌رسید و تا خودشان به جمع‌بندی نمی‌رسیدند – ولو زمان طولانی می‌برد – نگه می‌داشتند، آن را منتقل می‌کردند به مجمع. حالا مجمع در کمیسیون‌ها مطرح کند، در جلسهٔ اصلی مطرح کند. وقتی که چکش‌خوری شد – و البته در کمیسیون‌ها، کمیسیون‌های دبیرخانه را داشتیم که دعوت می‌کرد از اساتید دانشگاه‌ها، دعوت می‌کرد از صاحب‌نظران – روی این مسئله کار می‌کردند. آن نهایی شده می‌آمد کمیسیون اصلی مجمع.

آیا وضعیت سلامت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای در جلسه خبرگان بحث شد؟

در کمیسیون اصلی مجمع هم باز کارشناسان دعوت می‌شدند، صاحب‌نظران دعوت می‌شدند. می‌آمد صحن مجمع، صحن رأی می‌داد، آن هم با رأی اکثریت قاطع اعضای مجمع، خدمت رهبری منتقل می‌شد. رهبری روی این مطالعه می‌کردند – گاهی چند روز، گاهی چند ماه طول می‌کشید – تا اینکه از دست ایشان خارج بشود و اعلام نظر کنند. ما می‌دیدیم کم می‌کنند، زیاد می‌کنند، اصلاح می‌کنند و معلوم می‌شد که آقا روی این مسائل امعان نظر دارند. این طور نیست که هرچه دستشان بیاید تأیید کنند؛ نه، واقعاً کار می‌کردند.فارس: مسئله وضعیت سلامت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای در جلسه خبرگان آیا بحث شد؟ مصباحی مقدم: اصلاً مطرح نشد. یعنی امر بدیهی گرفته شد که ایشان سلامت دارند. دوستان شاید از خارج از این مسئله اطلاعاتی داشتند؛ یعنی بر اساس سلامت ایشان تصمیم گرفته شد.فارس: بهترین خاطره مواجهه با آقا چیست؟مصباحی مقدم: شاید مهم‌ترین خاطرات ما مربوط به جلسات خبرگان در خدمت ایشان است. ایشان یکی دو بار – حداقل، اگر نه بیشتر – فرمودند که «اگر لازم است و من تذکری بدهید، بدهید؛ از من سؤال کنید، از من بخواهید.» این‌قدر تواضع، این‌قدر فروتنی از کسی که در جایگاه قلهٔ نظام قرار دارد، ما ندیدیم جای دیگری. در جلسهٔ خصوصی‌تری که خدمت ایشان بودیم و اعضای کمیسیون تحقیق محضرشان بودیم – تا ۱۱ نفر که در یک اتاق کار ایشان تشکیل شده بود – مسائلی مطرح شد و ایشان مجدداً همین نگاه را داشتند، همین بیان را داشتند و فرمودند: «مبادا ملاحظه کنید. جایگاه شما اقتضا می‌کند که به عنوان نمایندگان منتخب مردم، اگر چیزی باید به رهبری بگویید، بگویید.»
خب می‌بینید که چنین تواضع و فروتنی، خیلی نشان می‌دهد از عظمت شخصیت این شهید بزرگوار. ویادم هست آنجا عرض کردیم که آقا، مردم از ما سؤال می‌کنند. ما هر دوره جلسهٔ خبرگان را که می‌گذاریم – حالا گاهی با دوستان گفت‌وگو می‌کنیم، گاهی عمومی مطرح می‌شود – ما چیزی جز ویژگی‌های برجستهٔ رهبری شما را نمی‌توانیم برای مردم توضیح بدهیم و بیان بکنیم. بگوییم آقا، کجای دنیا رهبری با ۲۰ درصد از این ظرفیت‌ها و توانایی‌ها و شایستگی‌ها را می‌شناسید؟ و کجای تاریخ – بعد از ائمه– رهبرانی پیدا شده باشند که از چنین توانایی‌ها، چنین ظرفیت‌ها و چنین تأثیرگذاری‌هایی برخوردار باشند؟ ما در مقابل مردم ناگزیر این ابعاد را بیان می‌کنیم.فارس: در آن جلسه خبرگان یکسری اشک ها ریخته شد. حزن هایی صورت گرفت. چه بود ماجرا؟مصباحی مقدم: صحبت‌های حضرت آقا – گرچه همه این را نگرفتند و متوجه نشدند – ولی نوعی نشان‌دهندهٔ وداع بود. البته خیلی خیلی ظریف و لطیف. همین که حضرت آقا فرمودند: «شما اگر مسائلی به شما منتقل می‌شود، مشکلاتی هست که در مورد من، در مورد انتصابات من، از من بپرسید و از من توضیح بخواهید. اگر ایرادی دارید، بگویید.» خب، یک نوع اتمام حجتی بود و همین جا عده‌ای دچار بغض شدند و بغضشان ترکید.
به نظرم می‌آید که اگر ملت عزیز ایران – خصوصاً جوان‌ها – توجه داشته باشند، خداوند در قرآن دارد که «شَکَرْتُم لَأَزیدَنَّکُمْ»؛ شکر بکنید، ما زیاد می‌کنیم. و «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ» و آن آیهٔ شریفهٔ دیگر: «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ». خداوند اگر به ملتی، به اشخاصی نعمتی داد، این نعمت را عوض نمی‌کند، سلب نمی‌کند و تغییر نمی‌دهد مگر اینکه خودشان شرایط خودشان را به گونه‌ای تغییر بدهند که مستحق سلب نعمت خداوند بشوند.ما نعمت بزرگی داشتیم. نعمت رهبری حضرت آقا – بعد از ائمهٔ معصومین و در ادامهٔ رهبری حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) – که واقعاً بی‌نظیر و تک بود، ما چشممان به آقا روشن بود و به ویژگی‌ها و توانایی‌های ایشان و مدیریت ایشان و تأثیرگذاری ایشان. خب، تعارف نداریم، قدر این نعمت را ندانستیم. خدا این نعمت را از ما گرفت. اگر می‌خواهیم بدانیم که چطور قدر این نعمت را ندانستیم، برگردیم به قبل از این جنگ ۴۰ روزه ببینیم واقعاً نسبت به این رهبری در مهم‌ترین دانشگاه‌های کشور ما چه جفایی شد – آن هم از نخبگان ما. آدم باورش نمی‌آید. خب اگر این‌طور است، راهش اولاً توبه است و توبه معنی بازگشت و رجوع است، پشیمانی است و اصلاح است. البته بعد از شهادت آقا، مردم به میدان آمدند. من یاد این شعر شاعر پاکستانی افتادم، اقبال لاهوری که گفت:«ای خوش آن شاعر که بعد از مرگ زاد / چشم خود بربست، چشم ما گشاد»واقعاً چشم عده‌ای بعد از شهادت آقا گشوده شد و دل عده‌ای بعد از شهادت آقا بیدار شد و فهمید چه گوهری را از دست داده‌ایم.
خدا لعنت کند ترامپ را، خدا لعنت کند نتانیاهو را. به قدرتش این جرثومه‌های فساد را از روی زمین بردارد. این‌ها آقا را از ما گرفتند که بعد از اهل بیت عصمت و طهارت، چشم به وجود او روشن داشتیم، دلمان به وجود او بود، باورمان نمی‌آمد یک روزی بشود که ما باشیم و ایشان نباشند. «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ». امیدواریم که خداوند ان‌شاءالله روح ایشان را شاد کند و سایهٔ رهبر عزیزمان آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای را بر سر ما مستدام بدارد.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

یازده + نوزده =