ایران چگونه سیگنال انرژی دنیا را از واشنگتن به تهران آورد؟

یکی از مهمترین پیامدهای جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران را باید در خارج شدن قطبنمای انرژی جهان از واشنگتن به سمت تنگه هرمز و ایران ملاحظه کرد، چیزی که هیچگاه نه در محاسبات و نه در مخلیه ترامپ و نتانیاهو نمیگنجید. گروه تحلیل بینالملل: درحالی که دههها بازارهای انرژی دنیا تابع آمریکا بودند،
یکی از مهمترین پیامدهای جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران را باید در خارج شدن قطبنمای انرژی جهان از واشنگتن به سمت تنگه هرمز و ایران ملاحظه کرد، چیزی که هیچگاه نه در محاسبات و نه در مخلیه ترامپ و نتانیاهو نمیگنجید.
گروه تحلیل بینالملل: درحالی که دههها بازارهای انرژی دنیا تابع آمریکا بودند، جنگ اخیر علیه ایران تغییری ساختاری ایجاد کرد که در محاسبات ترامپ و نتانیاهو نمیگنجید: چرخش قطبنمای انرژی جهان به سمت خلیج فارس. شکست ترامپ در مهار قیمت نفت و واکنش آنی بازار به سیگنالهای تهران، یک واقعیت جدید را ثابت کرد؛ اینکه نبض امنیت انرژی جهان دیگر نه در اتاق بیضی کاخ سفید، بلکه در تنگه هرمز میتپد.
شکست دکترین مداخلاتی ترامپدونالد ترامپ در جریان جنگ اخیر علیه ایران همه تلاش خود را بهکار برد تا از همه ابزارهای سنتی و نوین خود برای جلوگیری از انفجار قیمت سوخت به کار گیرد. از آزادسازی بیسابقه ذخایر استراتژیک (۴۰۰ میلیون بشکه) گرفته تا برداشتن تحریمهای نفتی روسیه و وعده اسکورت نظامی نفتکشها؛ اما نتیجه همه این اقدامات یک شکست راهبردی بود. آزادسازی ذخایر نهتنها بازار را آرام نکرد، بلکه به مثابه «تزریق آدرنالین به ترسِ معاملهگران» عمل کرد؛ چرا که بازار به درستی درک کرد که در صورت تداوم انسداد در گلوگاه هرمز، هیچ انبار ذخیرهای نمیتواند خلأ عرضه روزانه ۲۰ میلیون بشکه نفت را جبران کند. تهدیدها و وعدههای توییتری ترامپ نیز به دلیل فقدان «پشتوانه میدانی»، تأثیر پایدار خود را از دست داده و صرفاً به نوساناتی کوتاهمدت و بیثبات منجر شد.
تنگه هرمز؛ اهرم فشار یا کلید مذاکرات؟اعلام خبر «آزادسازی مشروط عبور و مرور کشتیها» از سوی ایران، لرزهای ۱۲ درصدی بر اندام بازار نفت انداخت. سقوط ۱۵ دلاری قیمت برنت در یک بازه زمانی کوتاه، پیامی روشن به اقتصاد جهانی بود: قیمت نفت در لندن و نیویورک، تابعی از «اراده تهران» در تنگه هرمز است. پیش از این نیز، انتشار خبر مذاکرات ایران و آمریکا در پاکستان، شوک مشابهی را به قیمتها وارد کرده بود. این دو رویداد ثابت کرد که برخلاف ادعاهای تیم اقتصادی ترامپ، بازار دیگر به «امنیت کاغذی» آمریکا اعتماد ندارد و تنها زمانی به ثبات میرسد که ایران چراغ سبز نشان دهد.
از «ترانزیت ساده» تا «سلطه راهبردی»زمانی که ترامپ و نتانیاهو این جنگ را آغاز کردند، حساب همه چیز را کرده بودند، جز آنکه این جنگ موجب تحولی ماهوی در جایگاه ایران در منطقه شود. پیش از آغاز جنگ اخیر، ایران صرفاً یکی از ناظران و تامینکنندگان امنیت در هرمز بود؛ اما امروز، ایران به «حاکم مطلق» این آبراه تبدیل شده است. این سلطه، فراتر از بحث دریافت عوارض یا درآمدهای اقتصادی، یک «اقتدار ژئوپلیتیک» ایجاد کرده است که پیش از این سابقه نداشت. تنگه هرمز اکنون از یک مسیر ترانزیتی ساده، به یک «اهرم چانهزنی سطح بالا» در میز مذاکرات تبدیل شده است. بستن تنگه، توان بازدارندگی ایران را به رخ کشید و بازگشایی مشروط آن، توانایی ایران برای مدیریت اقتصاد جهانی را به اثبات رساند.
پیامدهای راهبردی برای آیندهواقعیت این است که بازار جهانی نفت اکنون «گوش به زنگ» تصمیمات ایران است. این وضعیت نشاندهنده شکست سیاستهایی است که سعی داشتند ایران را از معادلات جهانی انرژی حذف کنند؛ درحالی که امروز ایران در موقعیتی قرار گرفته که میتواند با یک «توییت» یا یک «بیانیه رسمی»، تورم جهانی را جابهجا کند. برای ایران، مرحله فعلی، مرحله «نقد کردن اقتدار» است. استفاده از برگ برنده تنگه هرمز برای تامین منافع اقتصادی بلندمدت و تثبیت حاکمیت ملی بر این آبراه، میتواند موازنه قوا را در هرگونه توافق آتی به نفع تهران سنگین کند.
جمعبندیتحلیل نهایی نشان میدهد که «اقتدار در آبراه»، بزرگترین دستاورد راهبردی ایران در بحران اخیر بوده است. اکنون زمان آن فرا رسیده که ایران این «پیروزی میدانی» را به «دستاوردهای پایدار اقتصادی و سیاسی» تبدیل کند. استفاده از تنگه هرمز به عنوان یک برگ برنده در مذاکرات آتی با غرب، نه به معنای باجخواهی، بلکه به معنای بازتعریف نقش ایران در معماری امنیت جهانی است.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.




ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰