تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۹:۴۰
کد خبر : 2616

شکار «Chinook» توسط ایران؛ چگونه سناریوی آمریکا شکست خورد

شکار «Chinook» توسط ایران؛ چگونه سناریوی آمریکا شکست خورد

در جریان «جنگ تحمیلی سوم» و در حالی که آمریکا در حال آماده‌سازی برای تقویت تحرک زمینی خود در منطقه بود، یک فروند بالگرد ترابری سنگین CH-47F پیش از اجرای مأموریت انتقال نیرو، در محدوده کمپ بوهرینگ و پایگاه العدیری در کویت هدف قرار گرفته و منهدم شد. به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، در

در جریان «جنگ تحمیلی سوم» و در حالی که آمریکا در حال آماده‌سازی برای تقویت تحرک زمینی خود در منطقه بود، یک فروند بالگرد ترابری سنگین CH-47F پیش از اجرای مأموریت انتقال نیرو، در محدوده کمپ بوهرینگ و پایگاه العدیری در کویت هدف قرار گرفته و منهدم شد.
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، در جریان تحولات میدانی مرتبط با «جنگ تحمیلی سوم» که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ با مشارکت ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز شد، یکی از ابعاد کلیدی تقابل، تلاش برای ایجاد برتری عملیاتی در حوزه تحرک زمینی و پشتیبانی هوایی بوده است.در همین چارچوب، شواهد و داده‌های میدانی نشان می‌دهد که ایالات متحده با تکیه بر ناوگان بالگردهای ترابری سنگین خود، به‌ویژه بالگردهای CH-47F Chinook، در حال آماده‌سازی زیرساخت‌های لازم برای انتقال سریع نیرو، تجهیزات و پشتیبانی از یک سناریوی احتمالی عملیات زمینی در منطقه بوده است؛ سناریویی که هدف آن ایجاد قابلیت جابجایی سریع یگان‌ها در عمق میدان نبرد و تثبیت خطوط مقدم در صورت ورود به فاز درگیری زمینی ارزیابی می‌شود.
با این حال، در یکی از مهم‌ترین ضربات واردشده به این طرح، یک فروند بالگرد CH-47F پیش از اجرای مأموریت انتقال، در محدوده پایگاه‌های نظامی آمریکا در کویت از جمله کمپ بوهرینگ و منطقه عملیاتی العدیری مورد هدف قرار گرفته و منهدم شد. این رخداد، علاوه بر وارد کردن خسارت مستقیم به تجهیزات باارزش دشمن، نشان‌دهنده آسیب‌پذیری زنجیره لجستیکی و تحرک هوایی آمریکا در مراحل پیش از اجرای عملیات نیز تلقی می‌شود.بر این اساس، بررسی دقیق این بالگرد، نقش آن در دکترین نظامی آمریکا و پیامدهای انهدام آن در چنین مقطعی، از اهمیت ویژه‌ای در تحلیل روند تحولات میدان نبرد برخوردار است.
جایگاه CH-47F در دکترین رزم آمریکابالگرد CH-47F صرفاً یک پلتفرم ترابری سنگین نیست، بلکه یکی از ارکان کلیدی در دکترین عملیاتی نیروی زمینی ایالات متحده محسوب می‌شود. این بالگرد نقش ستون فقرات Air Mobility را ایفا کرده و به‌عنوان عنصر حیاتی در حفظ تداوم عملیات (Operational Sustainment) شناخته می‌شود.
بالگرد CH-47F ابزار اصلی اجرای مفهوم Vertical Envelopment است و با فراهم کردن امکان جابه‌جایی سریع نیرو و تجهیزات در عمق میدان نبرد، به‌طور مستقیم از Deep Operations پشتیبانی می‌کند. این قابلیت‌ها به نیروهای زمینی اجازه می‌دهد تا فراتر از خطوط مقدم، مانورپذیری و انعطاف عملیاتی بالایی داشته باشند.در ساختار سازمانی، این بالگرد در قالب تیپ‌های Combat Aviation Brigade (CAB) به‌کار گرفته می‌شود و در هماهنگی نزدیک با سایر پلتفرم‌ها عمل می‌کند. AH-64 Apache وظیفه اسکورت تهاجمی و تأمین امنیت مسیر را بر عهده دارد، در حالی که UH-60 Black Hawk نقش ترابری متوسط و تاکتیکی را تکمیل می‌کند.در مجموع، حذف CH-47F از این ساختار نه‌تنها ظرفیت ترابری سنگین را کاهش می‌دهد، بلکه به‌طور مستقیم موجب اختلال در عمق عملیاتی و کاهش توان مانور در سطح تئاتر عملیات خواهد شد.
معماری پروازی و برتری آیرودینامیکیمعماری پروازی و برتری آیرودینامیکی بالگرد CH-47F بر پایه طراحی Tandem Rotor شکل گرفته است؛ پیکربندی‌ای که در آن دو روتور اصلی به‌صورت مستقل در جلو و عقب بدنه قرار دارند. این معماری با حذف نیاز به Tail Rotor، موجب افزایش راندمان آیرودینامیکی شده و اتلاف توان را به حداقل می‌رساند.در این طراحی، گشتاور به‌صورت متقارن بین دو روتور توزیع می‌شود که نتیجه آن پایداری ذاتی بالا، به‌ویژه در حالت Hover و تحت بارهای سنگین است. این ویژگی به CH-47F اجازه می‌دهد بدون کاهش محسوس در کنترل‌پذیری، محموله‌های بسیار سنگین را جابه‌جا کند.
از منظر عملیاتی، این برتری آیرودینامیکی مستقیماً به مزیت تاکتیکی تبدیل می‌شود. بالگرد قادر است در شرایط ارتفاع بالا (High Altitude) و محیط‌های چالش‌برانگیز، عملیات Hover پایدار انجام داده و مأموریت‌های insertion را با دقت و اطمینان بالا اجرا کند.
پروفایل‌های پروازی تاکتیکیبالگرد CH-47F برای بقا و اثربخشی در محیط‌های تهدیدمحور، از مجموعه‌ای از پروفایل‌های پروازی تاکتیکی بهره می‌برد که هر یک برای شرایط خاص عملیاتی طراحی شده‌اند.در پروفایل Nap-of-the-Earth (NOE)، بالگرد در ارتفاع بسیار پایین، معمولاً بین ۵ تا ۳۰ متر، و در تماس نزدیک با سطح زمین پرواز می‌کند. این روش با بهره‌گیری از Terrain Masking، موجب کاهش چشمگیر احتمال کشف توسط رادارها و سامانه‌های پدافند هوایی (SAM) می‌شود و امکان نفوذ پنهانی به مناطق هدف را فراهم می‌کند.
در Contour Flight، پرنده به‌صورت پیوسته پستی و بلندی‌های زمین را دنبال می‌کند. این سبک پرواز ضمن حفظ پوشش طبیعی زمین، بقاپذیری را در محیط‌های دارای تهدید پدافندی افزایش می‌دهد و امکان حرکت ایمن‌تر در مسیرهای پیچیده را فراهم می‌کند.پروفایل Low-Level Penetration بر نفوذ سریع در عمق دشمن با سرعت بالا (در محدوده High Subsonic برای یک بالگرد) تمرکز دارد. این روش عمدتاً در عملیات ویژه و انتقال نیرو به پشت خطوط دشمن به‌کار می‌رود، جایی که سرعت، غافلگیری و کاهش زمان حضور در منطقه تهدید اهمیت حیاتی دارند.در نهایت، Brownout Landing به فرود در محیط‌های دارای گردوغبار شدید اشاره دارد که یکی از چالش‌برانگیزترین مانورهای پروازی محسوب می‌شود. در این شرایط، کاهش دید خلبان می‌تواند به‌سرعت به از دست رفتن کنترل منجر شود، اما سامانه‌های پیشرفته کنترل پرواز مانند DAFCS نقش کلیدی در حفظ پایداری و ایمنی عملیات ایفا می‌کنند.
چرخه مأموریت عملیاتیچرخه مأموریت عملیاتی بالگرد CH-47F شامل مجموعه‌ای از فازهای به‌هم‌پیوسته است که با هدف حداکثرسازی بقاپذیری، سرعت اجرا و دقت عملیاتی طراحی شده‌اند.در فاز نخست، یعنی Mission Planning، تمرکز بر تحلیل جامع تهدیدات در قالب Threat Matrix و انتخاب دقیق منطقه فرود (Landing Zone – LZ) است. این مرحله با هماهنگی نزدیک با دارایی‌های ISR برای شناسایی، EW برای مدیریت طیف الکترومغناطیسی، و بالگردهای اسکورت جهت تأمین امنیت مسیر انجام می‌شود.در فاز Ingress، بالگرد با بهره‌گیری از پروفایل پروازی NOE و در شرایط سکوت رادیویی وارد منطقه عملیات می‌شود. انتخاب مسیرهای کور و استفاده از عوارض زمین، نقش کلیدی در کاهش احتمال کشف و رهگیری ایفا می‌کند.
فاز Insertion شامل تخلیه سریع نیرو یا تجهیزات در LZ است که از طریق روش‌هایی مانند Fast Rope یا Ramp Deployment انجام می‌شود. زمان این مرحله به‌طور معمول کمتر از ۶۰ ثانیه نگه داشته می‌شود تا میزان در معرض تهدید بودن به حداقل برسد.در فاز Egress، بالگرد بلافاصله پس از تخلیه اقدام به خروج سریع از منطقه می‌کند. این خروج می‌تواند با تغییر مسیر ناگهانی، افزایش ارتفاع برای سرعت بیشتر، یا ادامه پرواز در حالت NOE بسته به سطح تهدید انجام شود.در نهایت، فاز Recovery شامل بازگشت به پایگاه یا نقطه سوخت‌گیری پیشرفته (FARP) است، جایی که عملیات سوخت‌گیری سریع و آماده‌سازی برای مأموریت بعدی انجام می‌گیرد.
ساختار لجستیکی و نقش در Sustainmentبالگرد CH-47F به‌عنوان یکی از ارکان اصلی لجستیک هوایی، نقشی حیاتی در پشتیبانی پایدار نیروهای زمینی ایفا می‌کند و عملاً به‌عنوان «قلب تپنده» زنجیره تأمین در میدان نبرد شناخته می‌شود.این بالگرد با ظرفیت بالای حمل، قادر به جابه‌جایی طیف متنوعی از تجهیزات سنگین و حیاتی است؛ از جمله سامانه‌های توپخانه‌ای مانند M777، خودروهای سبک تاکتیکی نظیر Humvee و همچنین؛ محموله‌های حساس مانند سوخت و مهمات. این انعطاف‌پذیری در حمل بار، امکان پاسخ سریع به نیازهای متغیر عملیاتی را فراهم می‌کند.
از منظر عملیاتی، CH-47F نقش کلیدی در حفظ تداوم خطوط تأمین در عمق میدان نبرد دارد.این قابلیت مانع از انزوای یگان‌های درگیر در خطوط جلو شده و از فروپاشی توان رزمی آن‌ها جلوگیری می‌کند، به‌ویژه در شرایطی که مسیرهای زمینی ناامن یا مسدود هستند.در نتیجه، از دست دادن یا حذف این پلتفرم نه‌تنها ظرفیت لجستیکی را کاهش می‌دهد، بلکه می‌تواند به‌طور مستقیم شریان حیاتی پشتیبانی را قطع کرده و پایداری عملیاتی نیروها را در سطوح تاکتیکی و عملیاتی به‌شدت مختل کند.
سیستم‌های بقاپذیری (Survivability Suite)بقاپذیری بالگرد CH-47F حاصل ترکیب لایه‌های مختلفی از اقدامات پسیو، اکتیو و تاکتیکی است که به‌صورت یکپارچه برای کاهش احتمال کشف، قفل و اصابت طراحی شده‌اند.در لایه پسیو، پرواز در ارتفاع پایین و بهره‌گیری از عوارض زمین به‌عنوان پوشش طبیعی (Terrain Masking) نقش اصلی را ایفا می‌کند.این رویکرد با کاهش سطح مقطع قابل کشف و محدود کردن دید سامانه‌های دشمن، احتمال شناسایی را به حداقل می‌رساند.
در لایه اکتیو، بالگرد به سامانه‌های هشدار و مقابله مجهز است. MAWS برای کشف تهدیدات موشکی، RWR برای شناسایی امواج راداری دشمن، و پرتابگرهای Chaff و Flare برای فریب موشک‌های راداری و حرارتی به‌کار گرفته می‌شوند. این سامانه‌ها به خدمه امکان واکنش سریع و مؤثر در برابر تهدیدات را می‌دهند.در سطح تاکتیکی، استفاده از پرواز شبانه و انتخاب مسیرهای غیرقابل پیش‌بینی، لایه دیگری از بقاپذیری را ایجاد می‌کند. این اقدامات با کاهش آگاهی موقعیتی دشمن، احتمال درگیری مؤثر را کاهش داده و موفقیت مأموریت را افزایش می‌دهند.
امضای عملیاتی (Signature Profile)با وجود توانمندی‌های گسترده، بالگرد CH-47F دارای امضای عملیاتی قابل‌توجهی است که آن را در محیط‌های دارای تهدید بالا (Contested) آسیب‌پذیر می‌کند.از منظر راداری، این بالگرد به‌دلیل ابعاد بزرگ بدنه و وجود دو روتور عظیم، دارای Radar Cross Section نسبتاً بالایی است که احتمال کشف توسط سامانه‌های راداری را افزایش می‌دهد. این ویژگی به‌ویژه در برابر شبکه‌های پدافند یکپارچه، یک نقطه ضعف محسوب می‌شود.
در حوزه حرارتی، موتورهای قدرتمند CH-47F امضای IR قابل‌توجهی تولید می‌کنند که آن را در برابر موشک‌های هدایت حرارتی آسیب‌پذیرتر می‌سازد، به‌خصوص در شرایطی که اقدامات کاهشی یا فریب به‌درستی اجرا نشود.از نظر آکوستیکی نیز صدای بسیار زیاد ناشی از روتورهای بزرگ، امکان کشف زودهنگام توسط نیروهای زمینی را فراهم می‌کند و عنصر غافلگیری را کاهش می‌دهد.در مجموع، این ویژگی‌ها باعث می‌شوند CH-47F در محیط‌های به‌شدت contested نیازمند اتکا به تاکتیک‌های پروازی، اسکورت مسلح و سامانه‌های بقاپذیری باشد؛ در غیر این صورت، در معرض ریسک بالای کشف و درگیری قرار خواهد گرفت.
وابستگی به شبکه نبرد (Network Dependency)بالگرد CH-47F به‌عنوان یک پلتفرم ترابری سنگین، به‌طور ذاتی برای عملیات مستقل در محیط‌های تهدیدمحور طراحی نشده و کارایی واقعی آن در چارچوب یک شبکه نبرد یکپارچه معنا پیدا می‌کند.این بالگرد برای اجرای ایمن و مؤثر مأموریت‌ها به مجموعه‌ای از پشتیبانی‌های مکمل وابسته است. حضور بالگردهای تهاجمی مانند AH-64 Apache برای اسکورت و تأمین امنیت مسیر، نقش حیاتی در کاهش تهدیدات مستقیم ایفا می‌کند. هم‌زمان، پوشش جنگ الکترونیک (EW) برای اخلال در سامانه‌های دشمن و کاهش احتمال کشف یا قفل تسلیحاتی ضروری است.
اطلاعات به‌روز ISR امکان آگاهی موقعیتی دقیق از محیط عملیاتی را فراهم می‌کند و به انتخاب مسیر، زمان‌بندی و LZ مناسب کمک می‌کند.در کنار آن، ساختار فرماندهی و کنترل (C2) وظیفه هماهنگی میان اجزای مختلف عملیات را بر عهده دارد تا از هم‌افزایی و واکنش سریع به تهدیدات اطمینان حاصل شود.در مجموع، CH-47F بدون این شبکه پشتیبان، به‌ویژه در محیط‌های contested، به‌سرعت به یک هدف آسیب‌پذیر تبدیل می‌شود و سطح ریسک مأموریت به‌طور قابل‌توجهی افزایش می‌یابد.
بالگرد CH-47F توانمندی حیاتی اما وابسته بالگرد CH-47F به‌عنوان ستون فقرات لجستیک هوایی، نقش تعیین‌کننده‌ای در تداوم عملیات و حفظ جریان پشتیبانی در میدان نبرد ایفا می‌کند. این پلتفرم با فراهم‌سازی قابلیت جابه‌جایی سریع نیرو و تجهیزات سنگین، به‌عنوان یکی از ابزارهای کلیدی تحرک در سطح عملیاتی و حتی راهبردی شناخته می‌شود.با این حال، کارایی واقعی آن به‌شدت وابسته به وجود پوشش چندلایه شامل اسکورت تهاجمی، جنگ الکترونیک، و پشتیبانی اطلاعاتی است.
در غیاب این عناصر، به‌ویژه در محیط‌های contested، آسیب‌پذیری آن به‌طور قابل‌توجهی افزایش یافته و احتمال کشف و درگیری موفق دشمن بالا می‌رود.در نتیجه، CH-47F را باید به‌عنوان یک توانمندی حیاتی اما وابسته به شبکه در نظر گرفت؛ پلتفرمی که ارزش عملیاتی بالایی دارد، اما بدون پشتیبانی مناسب، به یک هدف پرریسک تبدیل می‌شود.
کاربران عملیاتیبالگرد CH-47F Chinook یکی از فراگیرترین پلتفرم‌های ترابری سنگین در جهان به‌شمار می‌رود که در دکترین عملیاتی بسیاری از ارتش‌ها جایگاهی محوری دارد. این بالگرد به‌دلیل ظرفیت بالا، انعطاف‌پذیری عملیاتی و قابلیت اطمینان، به ستون اصلی لجستیک هوایی در طیف وسیعی از نیروهای نظامی تبدیل شده است.ایالات متحده آمریکا به‌عنوان بزرگ‌ترین بهره‌بردار، این بالگرد را در ساختار Army Aviation Brigades به‌کار می‌گیرد و در قالب نسخه‌های ویژه مانند MH-47G، از آن در عملیات نیروهای ویژه استفاده می‌کند. در بریتانیا، نسخه Chinook HC6 (معادل استاندارد F) نقش مهمی در پشتیبانی از نیروهای ویژه نظیر SAS داشته و در عملیات‌های افغانستان و عراق به‌طور گسترده به‌کار گرفته شده است.
ایتالیا با تولید نسخه ICH-47F تحت لیسانس، این بالگرد را در مأموریت‌های ترابری و پشتیبانی سریع به‌کار می‌برد. هلند و اسپانیا نیز از کاربران فعال این پلتفرم در چارچوب مأموریت‌های ناتو هستند، با تمرکز بر عملیات‌های برون‌مرزی (Expeditionary) و پشتیبانی لجستیکی نیروهای زمینی. کانادا با نسخه CH-147F، از این بالگرد در محیط‌های سخت و شرایط اقلیمی چالش‌برانگیز، به‌ویژه مناطق سردسیر، بهره می‌برد.
در منطقه Indo-Pacific، استرالیا از CH-47F برای پشتیبانی از عملیات‌های مشترک و افزایش تحرک نیروها استفاده می‌کند. عربستان سعودی نیز این بالگرد را در چارچوب عملیات‌های منطقه‌ای و با تمرکز بر جابه‌جایی سریع نیروها به‌کار گرفته است.علاوه بر این کشورها، ترکیه، کره جنوبی، ژاپن، هند و امارات متحده عربی نیز از جمله کاربران این پلتفرم هستند که هر یک بر اساس نیازهای عملیاتی خود، از قابلیت‌های آن بهره می‌برند.در مجموع، حضور CH-47F در بیش از ۱۵ کشور، نشان‌دهنده جایگاه تثبیت‌شده آن به‌عنوان ستون فقرات لجستیک هوایی در ائتلاف‌های غربی و ساختارهای عملیاتی ناتو است.
قیمت نسخه‌های مختلف قیمت خرید (Unit Cost) هر فروند CH-47F بسته به پیکربندی و سطح تجهیزات متفاوت است، اما به‌طور کلی در بازه‌ای حدود ۳۵ تا ۵۰ میلیون دلار قرار می‌گیرد. نسخه‌های ویژه مانند MH-47G که برای نیروهای عملیات ویژه (SOF) طراحی شده‌اند، به دلیل تجهیز به سامانه‌های پیشرفته‌تر، می‌توانند قیمتی بیش از ۷۰ میلیون دلار داشته باشند. عواملی مانند سطح اویونیک، سامانه‌های دفاعی، بسته‌های تسلیحاتی و میزان سفارشی‌سازی مورد نظر کشور خریدار، نقش تعیین‌کننده‌ای در قیمت نهایی دارند.
از نظر هزینه چرخه عمر (Life Cycle Cost)، این بالگرد در دسته پلتفرم‌های پرهزینه قرار می‌گیرد. هزینه عملیاتی آن به‌طور میانگین بین ۱۰,۰۰۰ تا ۱۵,۰۰۰ دلار به ازای هر ساعت پرواز برآورد می‌شود. هزینه نگهداری نیز بالاست که عمدتاً ناشی از وجود دو موتور قدرتمند، سامانه انتقال نیرو پیچیده و روتورهای بزرگ آن است. مصرف سوخت این بالگرد حدود ۳,۵۰۰ تا ۴,۰۰۰ لیتر در ساعت تخمین زده می‌شود که خود عامل مهمی در افزایش هزینه‌های عملیاتی است.علاوه بر این، بهره‌برداری مؤثر از CH-47F مستلزم زیرساخت لجستیکی گسترده، تیم‌های تعمیراتی تخصصی و دسترسی مستمر به قطعات یدکی است.
از منظر اقتصادی نظامی، CH-47F مزایا و معایب مشخصی دارد.از یک سو، نسبت هزینه به توان حمل آن بسیار مطلوب است و می‌تواند در بسیاری از مأموریت‌ها جایگزین چندین بالگرد سبک‌تر شود که این موضوع بهره‌وری عملیاتی را افزایش می‌دهد.از سوی دیگر، هزینه عملیاتی بالا و وابستگی قابل توجه به زنجیره تأمین، به‌ویژه در شرایط تحریم یا محدودیت‌های لجستیکی، از جمله چالش‌های اصلی این پلتفرم محسوب می‌شود.
اثرات انهدام انهدام بالگردهایی مانند CH-47F می‌تواند پیامدهایی در سطوح مختلف عملیاتی به همراه داشته باشد. در سطح تاکتیکی، از بین رفتن این پلتفرم‌ها مستقیماً به کاهش توان انتقال نیرو و تجهیزات در میدان نبرد منجر می‌شود و انعطاف‌پذیری یگان‌ها را محدود می‌کند.در سطح عملیاتی، این موضوع باعث اختلال در زنجیره لجستیک، کاهش سرعت اجرای عملیات‌ها و افزایش فشار بر سایر سامانه‌های پشتیبانی می‌شود.
در سطح راهبردی، تداوم چنین خساراتی می‌تواند کل شبکه پشتیبانی را تحت فشار قرار داده و توان تحرک منطقه‌ای نیروها را کاهش دهد، به‌ویژه در سناریوهایی که وابستگی به بالگردهای سنگین برای جابه‌جایی سریع نیرو و تجهیزات بالا است.
پیامدهای انهدام بالگرد توسط ایران انهدام یک بالگرد CH-47F در چنین موقعیتی، از منظر نظامی صرفاً به معنای از دست رفتن یک تجهیز نیست، بلکه حامل مجموعه‌ای از پیامدها و سیگنال‌های چندلایه در سطوح مختلف است.در سطح تاکتیکی، این رخداد به کاهش فوری توان جابه‌جایی نیرو و تجهیزات منجر شده و یکی از پلتفرم‌های کلیدی در عملیات‌های تهاجم هوایی را از چرخه خارج می‌کند؛ مسئله‌ای که می‌تواند برنامه‌های عملیاتی کوتاه‌مدت را نیز با اختلال مواجه کند.
در سطح عملیاتی، پیامدها فراتر رفته و به زنجیره لجستیکی و پشتیبانی آسیب وارد می‌شود. این وضعیت باعث کاهش سرعت واکنش و تحرک یگان‌ها شده و فرماندهی را ناگزیر به جایگزینی، بازآرایی یا توزیع مجدد منابع در ساختار نیرو می‌کند که خود می‌تواند کارایی کلی عملیات را تحت تأثیر قرار دهد.
در سطح راهبردی، چنین رخدادی نشان‌دهنده میزان آسیب‌پذیری زیرساخت‌ها حتی در عمق پایگاه‌ها است و می‌تواند به‌عنوان ابزاری برای افزایش هزینه‌های عملیاتی طرف مقابل و تقویت بازدارندگی مورد استفاده قرار گیرد. علاوه بر این، این اقدام حامل پیام سیاسی–نظامی مهمی درباره توان هدف‌گیری در عمق و دسترسی به اهداف حساس است.در نهایت، در بعد روانی و رسانه‌ای، انهدام این نوع پلتفرم می‌تواند بر روحیه نیروها اثر منفی گذاشته، سطح اطمینان به امنیت پایگاه‌ها را کاهش دهد و در عین حال، در چارچوب جنگ روایت‌ها، به تقویت تصویر برتری برای طرف مقابل منجر شود.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

4 + شش =